هر روز خبر جديدي از اردوگاه اصولگرايان به گوش ميرسد. با تحولات رخ داده در سپهر سياسي كشور طي 2سال اخير، ائتلافهاي جديدي اندك اندك در حال شكلگيري هستند كه با نزديكشدن به زمان برگزاري انتخابات مجلس نهم، بر تعداد آنها افزوده نيز خواهد شد، حتي اگر بزرگان راست چندان راغب به اين زايشهاي ناخواسته نباشند.
در ميان اصلاحطلبان نيز اين از همگسيختگي در فضايي ديگر در حال رخ نمودن است. هواداران حضور در انتخابات و مخالفان آنها از يكسو و اصولا مرزبندي نامفهوم «اصلاحطلبان/جنبش سبز» نشاندهنده نبود يك خطمشي واحد در اين جريان است.
اما فارغ از آنكه چرايي اين مرزبنديها و آينده فضاي سياسي حاصل از تحولات اخير را به بحث بنشينيم، اين نكته را نميتوان از نظر دور داشت كه به نظر ميرسد، ساختار حزبي ايران به دليل تكثر سياسي، فرهنگي، قومي، مذهبي و... حاضر به قبول نسخه نظام تكحزبي يا حتي دوحزبي نيست و اين افتراقها، نه زائيده اشتباه تاكتيكي نيروهاي سياسي، بلكه محصول يك واقعيت ناگزير است كه خود را بر فعالان سياسي تحميل كرده و به اين ترتيب نه تنها بايد منتظر شكلگيري ائتلافهاي جديدتر بياذن بزرگان قوم بود، بلكه ميبايست از اين گسستها –در صورتي كه فقط حاصل تحليلهاي شخصي نباشد- استقبال نيز كرد و اميدوار بود كه از دل صفآراييهاي جديد احزابي شناسنامهدار با مسئوليتپذيري سياسي حاصل از فهم مشخص و روشن از مفهوم «منافع ملي» متولد شوند.
+ نوشته شده توسط مصطفی در سه شنبه چهارم مرداد 1390 و ساعت
13:52 |