انتخابات و طرح يك سوال
انتخابات مجلس بار ديگر اين سوال را براي من بوجود آورده كه آيا اساسن شركت در انتخابات كنشي اخلاقي است يا حركتي سياسي و آيا راي دادن يا ندادن به كانديداها، به عنوان گزينه هايي سياسي پيش روي شهروندان قرار مي گيرند يا به عنوان گزاره هايي اخلاقي؟
البته علم سياست تا آنجا كه من يافته ام، پاسخي روشن به اين سوال داده و شركت در اموري همچون انتخابات را يكسره معطوف به ترجيحات سياسي كرده و حتي منافع عمومي را ارجح از مقاصد فردي دانسته است. (درست است كه منافع عمومي چيزي به جر منافع تك تك افراد نيست اما نكته اينجاست كه در انتخاباتي مثل مجلس توصيه علماي سياست بر اين است كه اگر فكر مي كنم فلان كانديدا به درد شهر مي خورد، فارغ از آنكه او را به لحاظ مواضع سياسي قبول دارم يا نه، بهتر است به او راي دهم) با اين حال هنوز مانده ام كه در شرايطي كه گزينه هاي نسبتن قابل قبول از شركت در انتخابات بازمانده اند، آيا راي دادن من مي تواند امري موجه باشد و آيا اصولن براي شركت در انتخابات بايد هدفي اخلاقي و آرماني داشت يا در راستاي مقاصدي گام به گام و كوتاه مدت نيز مي توان راي داد؟
به هرحال نمي دانم كه آيا بايد در 24 اسفند پراگماتيست بود يا ايده آليست و آيا پراگماتيسم بيش از اندازه، آرمانها و اهداف را قرباني نخواهد كرد؟